تبليغاتX
اریان افسونگر
 

با عرض سلام و خسته نباشی خدمت اریانی های عزیز...

امیدوارم حال تک تکتون مثه من خوب خوب باشه.....

راستش امروز که داشتم از کلاس برمی گشتم یادم افتاد آقای پهلوان در وبلاگ ۳۶۰ شون اعلام کرده بودن که مجله ی طنز و کاریکاتور با ایشون مصاحبه ای داشتن و .....خوب منم که خیلی مشتاق بودم رفتم و این مجله رو خریدم و از خوندنش واقعا لذت بردم...

به تو که یه آریانی و طرفدار جناب آقای  پهلوان هستی توصیه می کنم که حتما بخونیش.....

و اما....

                                   گفتگو با علی پهلوان عضو گروه آریان

 

* اشاره :

گفتگوی این شماره از مجله ی طنز و کاریکاتور با یکی از خواننده ها و موزیسین های موفق موسیقی پاپ است. کسی که (بهتر بگویم . گزوهی که) با آلبوم اول و دوم خودشان بازار موسیقی را ترکاندند و آلبوم سومشان با وجود اینکه برای خودشان از نظر مالی شکست محسوب می شد ولی باز هم بعد از ((غریبه))فریدون پرفروش ترین بود.

علی پهلوان در این مصاحبه از دغدغه هایش گفت. از شرایط فعلی موسیقی پاپ و برنامه های آینده اش.

او امیدوار است که آریانی ها در آلبوم آریان ۴ هم بتوانند مثل آلبوم دوم و اول مخاطب جذب کنند و هم سطح موسیقی شان را مثل آلبوم سوم بالا ببرند و آن طوری که خودش می گفت آلبوم متفاوتی خواهد بود که باز هم قرار است همه را شوکه کند...!

خلاصه اینکه منتظر یک کار جنجالی دیگه از آریان باشید و آنطور که خود پهلوان می گفت آلبوم احتمالا تابستان به بازار می آید.انچه می خونید بخشی از گفتگوی ۲ ساعته با پهلوان است....

*اقای پهلوان احساس می کنم خیلی به گیتار علاقه دارید! این را از آدرس ایمیلتان هم می شود فهمید. اولین باری که گیتار دستتان گرفتید کی بود؟؟؟

- اولین باری که کلا گیتار دستم گرفتم....پسر عمه ی من زمانی که من کوچک بودم گیتار می زد. آن زمان من از گیتار زدنش خیلی خوشم می آمد و هر وقت گیتار می زد من گیتار را برمی داشتم و بالا پایین می کردم ولی مطمئنا چیزی بلد نبودم. یکبار برای تولدم یک گیتار کوچک هدیه گرفتم با همان یه چیزهایی الکی می زدم و حتی می خواندم. ولی اینکه کار رو شروع کنم...پسر خاله ام یک گیتار داشت و ازش استفاده نمی کرد.بعد از فوت پسر خاله ام این گیتار دست دختر خاله ام بود.

من اول با دف شروع کردم چون خیلی دوست دارم ولی احساس کردم با دف خالی نمی شود که مثلا بخواهم زمزمه ای هم داشته باشم.

احساس کردم چیزی می خواهم که بتوانم آکوردی یا ملودی ای باهاش بزنم و ساز کوبه ای جواب نمی دهد...به همین دلیل رفتم سراغ همان گیتار معروف و با همان شروع کردم تمرین کردن و کلاس رفتن...ان زمان ۱۷ سالم بود.....

* حالا اولین بار کی به دنیا آمدید؟؟؟

- راستش خیلی دوست دارم بدانم!(خنده)فکر کنم ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ بود.

* متاهل یا مجرد؟؟؟

- متاهل

صاحب خانه یا مستجر؟؟؟

- خوشبختانه صاحبخانه.

* از چراغ قرز رد می شوید؟؟؟

- نه

* از سبز چی؟؟؟

- اگه بگذارند رد می شوم!!

* زن و مرد ضد هم اند؟

- نه.

* خنده و گریه چی؟؟؟

- اون هم نه...به خاطر اینکه شده تا به حال بخندید ولی اشکتان هم در بیاید.

*چرا می خندیم با اینکه می دانیم یک روز میمیریم؟؟؟

- ما چون می دانیم میمیریم می خندیم!!

* کلا در زندگی آدم شادی هستید؟؟؟

- اینطوری می گن!

* میانه تان با طنز چطور است؟؟؟مجله ی ما را قبلا می خواندید؟؟؟؟

- بله طنز و کاریکاتور می خواندم البته فرصت خواندن مجله زیاد ندارام ولی غیر از ان گل اقا را هم می خوانم. بعدش هم اینکه دوستان دور و برم می گویند خوب جوک می گویم....

*یک سوال کلیشه ای! اصلا طنز به چه دردی می خورد؟؟؟

- ببینید ..اگر بحث هجو و شوخی صرف را کنار بگذاریم داستان طنز این است که شما یک مساله ای را به شوخی مطرح کنید یا اگر انتقادی را بخواهید بگویید با لحنی گفته می شود که کسی ناراحت نشود. این در شخصیت خود من هست.

من با همکارانم که در شرکت هستم گاهی با خنده یک چیزهایی بهشان می گویم که اگر هر کس دیگه بود مطمئنا یک چک ازشان می خورد!!

ولی چون با روحیه ی من آشنا هستند که من خیلی چیزهارو به شوخی می گویم خیلی ناراحت نمی شوند.

طنر یک خوبی اش این است. شما مثلا یک سری مطالب انتقادی مجله های طنز را اگر جدی در جای دیگر چاپ کنید واقعا به یک معضل تبدیل می شود.

* جاذبه ی زمین بیشتر است یا موسیقی؟؟؟

- (خنذه) سوال سختیه! باید برم حسابش کنم نمی دانم. عدد اون یکی رو ندارم!

* خوانندگی سختره یا نوازندگی؟؟؟

- خوانندگی

* شما بهتر گیتار می زنید یا پیام صالحی؟؟؟

- البته ما سبکهایمان با هم فرق دارد ولی نقاط قوت و ضعف داریم. یک جاهایی شاید من بهتر بزنم شاید پیام.

* چرا ونگوگ گوش سالمش را برید ولی بتهوون گوش نا شنوایش را نبرید؟؟؟

- (خنده) تو رو خدا از خودشون بپرسین من نمی دونم!

*موزیسین مورد علاقه؟؟؟

- (کمی فکر)...راستش خیلی گستردس.

* حالا یکی لطفا؟؟؟

- باور کنید خیلی دامنش وسیع است.

* پس موزیسین هایی که به سبک خودتان نزدیکترند؟؟؟

- من یک اعتقادی دارم که خیلی ها قبولش ندارند. من کارهای وست لایف را خیلی می پسندم که البته به نظر خیلی ها خیلی خنده دار است و مخصوصا جلوی خارجیها من هیچ وقت رویم نمی شود این را بگویم! چون با تعجب نگاه می کنند و عقیده دارند این گروهی است که دختر بچه ها آن را می پسندند! درست است که یک

boy band است ولی فکر می کنم خیلی کارشان بامزه و دلنشین است. در موسیقی سنتی هم جنس صدای شهرام ناظری و تکنیک شجریان را می پسندم کارهای کامکارها را دوست دارم.

*شما هم عقیده دارید رفتن گلزار هیچ لطمه ای به گروه آریان نزد؟؟؟

- نه! من یک دلیل کاملا منطقی برایش دارم. ببینید اوج تبلوذ گلزار روی صحنه بود. مطمئنا گلزار برای صحنه تعداد زیادی مخاطب می کشاندبه سالن. ولی در آلبوم آریان شما نمی توانید جایی را بگویید که مثلا اینجا کار گلزار است یا مثلا اینجا پنجه ی رضا گلزار است. یکی از دلایلی که من می گویم رضا کار درست را کرد که رفت طرف سینما این است که با توجه به جاذبه ی رضا در سینما بهتر توانست مخاطب را دنبال خود بکشاند تا یک گروه موسیقی با ۱۰-۱۱ تا عضو در انزمان و تازه خواننده هم نبود ویولنیست هم نبود و در وهقع یکی از ۴ گیتاریست بود.

روی جلد آلبوم نیز اینقدر عکس ریز است که نمی شود گفت به خاطر عکس گلزار...ولی خوشبختانه آریان به جایی رسیده بود که بدون محمد رضا گلزار هم مخاطبش را به سالن بیاورد چرا؟ چون دقیقا زمانی که رضا از گروه رفت ما در سعات آباد کنسرت داشتیم.

در آنجا ما رکورد فروش بلیت کنسرت را زدیم.

۵۰ هزار تا بلیت در ۶ ساعت محمدرضا گلزار و مردم هم می دانستند نیست چون خودش مصاحبه کرد و گفت اگر کسی به خاطر من می رود کنسرت آریان من نیستم! که اتفاقا فکر می کنم خیلی کار خوبی کرد و تکلیف همه چیز رل مشخص کرد که خوشبختانه کنسرت خیلی خوبی هم بود.

* این روند سینمایی شدن اعضای گروه تا کجا ادامه پیدا می کند؟؟؟

- خدا رو شکر ازم گذشت! یعنی به من همان موقعه پیشنهاد شد و همان لحظه گفتم نه و اصلا حتی نپرسیدم کی!

چون احساس می کنم سینما من را کاملا از سیستمی که الان دارم می کشد بیرون.

من الان جایگاه خودم را دارم و خیلی خوشحالم که وقتی می روم بیرون با من با احترام برخورد می شود. البته نمی گویم سینما شخصیت آدم را می آورد پایین...می گویم ممکن است دیگه موفق نباشم.

اما خانم ساناز کاشمری قبلا در تئاتر کار می کردند به کارگردانی خانم حاجیان یا مثلا خانم سحر کاشمری که در یک سریال هم قبلا بازی کردند با ارژنگ امیرفضلی. ولی سیامک اولین تجربش بود و اتفاقا تجربه ی خیلی خوبی هم بود.

کار با آقای مهرجویی و بازیگرانی مثل رادان و گلشیفته فراهانی... ولی در کل خود سیامک هم شخصیت سینمایی بامزه ای دارد! من سنتوری را ندیده ام ولی امیدوارم بازی سیامک خوب شده باشد.

* خبری از کنسرت هست؟؟؟می توان به آینه امید داشت؟؟؟

- راستش ما الان تمام تمرکزمان روی آلبوم آریان ۴ است ولی اگر بتوانیم آلبوم ۴ را تابستان ببندیم و اگر واقعا شرایط مهیا باشد خیلی دوست داریم کنسرت بگذاریم تا آلبوم چهارممان را هم به نوعی در آن وارد کنیم و مطمئنا آلبوم بسیار متفاوتی خواهد بود.

سوال آخر...آریان تا کی باقی می ماند؟؟؟

- شاید باورتان نشود ولی تا به حال هیچ حرفی در مورد جدایی بین اعضای گروه زده نشده ولی چون کلا موسیقی در ایران چهارچوب مشخصی ندارد و با عوض شدن یک مسئول کلا وضعش عوض می شود بسته به ذهنیت کسی که آن موقع کار را در دستش دارد.

مثلا باز هم در مورد کنسرت. وقتی آقای اعصار کنسرت ندارد دیگر بدانید چرا آریان کنسرت نمی دهد!

بعد مثلا الان بعضی از بازیگران کنسرت دارند! ولی در هر صورت وضعیت موسیقی کاملا بلاتکلیف است.

                                         

                                          هزار نکته از زندگی علی پهلوان !!!

                                                               

         

۱- او خواننده و نوازنه ی گروه آریان است.

۲- او هم می خواند هم گیتار می زند.( فکر کنم شورش را در آوردم!برویم سر مطالب اصلی )

۳- مهندس صنایع- دانشگاه آزاد تهران جنوب

۴- علاقه ی شدیدی به آهنگ گل آفتابگردان دارد به طوری که آهنگ موبایلش هم همین بود.

۵- در یکی از مراسم خیریه او گیتار زده و بنیامین خوانده است.

۶- یکبار در یکی از اجراهای زنده سیم گیتار پاره شده و به صورتش اصابت کرده است.

۷- می گفت پیام صالحی در کنسرت هایشان هربار حرفهای عجیب غریب زیاد می زند! مثلا یکبار ایرج قادری ( کاشف رضا گلزار ! ) مهمان یکی از کنسرتهایشان بوده و صالحی موقعی که می خواسته او را معرفی کند می گوید : امشب جناب آقای ایرج قادری در خدمت ما هستند!!

۸- در سری کنسرتهایی که اولین بار ازlaser show استفاده کردند ازشان تعهد گرفته اند که زمین نسوزد!!

۹- در پایان که خواستم کاریکاتوری برایمان بکشد جالبترین بخش مصاحبه رقم خورد! کشیدن این کاریکاتور چیزی حذوذ نیم ساعت و بیشتر شاید! طول کشید.

برای کشیدن اول دنبال سوژه بود. از درخت و چمن و گیتار گرفته تا ناصرالدین قاجار!!

بلاخره تصمیم گرفت همین آخری را بکشد. بعد از ۲ بار کشیدن و خط زدن نتیجه ی کار این شد که می بینید. البته دلیل اصلی این بود که هر بار که چیزی به ذهنش می رسید و می خواست عملی کند با خیل پرسشهای من درباره ی مباحث مختلف ( با ربط و بی ربط ! ) روبه رو می شد و طبیعی است که کاملا تمرکزش را از دست می داد....

۱۰- در پایان جا دارد از خود علی پهلوان که با گشاده رویی تمام و با دقت فراوان به تمام سوالات پاسخهای جامع و مانعی! داد تشکر کنم. همچنین از اقای محسن رجب پور که قرارهای مصاحبه را گذاشتند و نیز از دوست عزیزم آقای مسعود مرعشی نیز سپاسگذارم.

از شما عزیزان هم خیلی ممنونم!! همچنین از بهرام رادان!!.........(آرش)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

این هم از مصاحبه ی جالبی که مجله ی طنز و کاریکاتور با آقای پهلوان انجام دادن....

حاقل بهتر از هیچی بود و البته اطلاعات ما رو هم در مورد خودشون زیاد کردن....

ما هم از طرف خودمون و همه ی اریانی ها از آقای پهلوان متشکریم ...و امیدواریم که ایشون و تک تک اعضای اریان رو در میتینگ ها ...کنسرتها و ...ببینیم...

شاد و تا بی نهایت آریانی باشید...

غزاله(ن)

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 11:20 توسط 2 غزاله |